تبلیغات
X بستن تبليغات
شاد دانلود - خاطرات نویسنده (این داستان: پست ترین آدم)
 
شاد دانلود
                                                        
درباره وبلاگ
نظرسنجی
از کدام موضوع وبلاگ بیشتر لذت میبرید؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

روز اولی که رفتم پیک موتوری تو جنوب شهر تهران کار کنم هیچوقت یادم نمیره، 17 بهمن 94 بود. یه تهیه غذایی بود تو امام زاده حسن، نزدیک محلمون. سرویسایی که میرفتیم بیشتر بازار مبل بود. همه چیز داشت خوب پیش می رفت. تا اینکه یه غذا بردم به بازار پارچه پرسپولیس تو کوچه تقی زاده. دو تا غذا داشتم یکی واسه بازار پرسپولیس بود یکی هم واسه کوچه روبه رویشون. غذای بازار پرسپولیس رو داشتم میبردم تحویل بدم در حالیه که اون یکی غذا تو صندوق غذای موتور بود...

گفتم نزدیکه موتور هستم و موتورو میبینم اون یکی غذا رو با خودم نبردم، تا اینکه یه لحظه رفتم داخل مغازه و برگشتم کنار موتور صندوق رو باز کردم... طرف امون نداده بود... غذارو برده بود...

از نظر من اون کسی که این کارو کرده پست ترین آدم روی زمینه، خیلی راه دیگه بود غیر از دزدی که بتونه اون غذا رو بدست بیاره، میتونست مثله من بیاد و کار کنه هم پول بگیره و هم غذا، میدونم که موتوری بود قیافش زیاد یادم نموند، مهم هم نیست ولی اون فکر نکرد که شاید من از کار بیکار بشم، خدا رو شکر مدیر تهیه غذا آدم منصفی بود و با اینکه روز اول بود و منو نمیشناخت گذاشت به کارم ادامه بدم.

***

این همه میگیم 3 هزار میلیارد دزدیدن، این همه میگیم بانک ها دزدی میکنن، این همه میگیم پدیده شاندیز کلاهبرداری کرده و ....

* تا حالا فکر کردیم اگه فرصت دزدی باشه خودمون چیکار میکنیم؟

* تا حالا فکر کردیم اگه یه پرس غذای 9 هزار تومنی بتونیم از تو صندوق پیک موتوری بدزدیم چیکار میکردیم؟

* همون کسی که اون غذا رو از تو صندوق موتور من برداشت الان نشسته تو خونه داره اخبار نگاه میکنه و میگه نگاه کن 3 هزار میلیارد دزدی کردن...

***

امام کاظم سلام الله علیه :

«اسْتَحْیوا مِن اللّهِ فی سَرائرِكُم كما تَسْتَحْیونَ مِن النّاسِ فی عَلانِیَتِكُم؛»

«در نهان از خدا شرم كنید همچنان كه در آشكار از مردم شرم مى كنید.»

تحف العقول، ۳۹۴ ؛ منتخب میزان الحكمة، ص 386





نوع مطلب : خاطرات نویسنده، 
برچسب ها : خاطرات نویسنده، پست ترین آدم، پیک موتوری، غذا، تهیه غذا، دزد، موتور،
لینک های مرتبط :




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
   

اسکرول بار

آمارگیر وبلاگ

ساعت مچی|ابزار نمایش افراد آنلاین

پشتیبانی